درباره وبلاگ

برای\\"خـود \\" زندگی کردن ، عاقبتش همین افسردگی است! بیا برای \\"خـــدا \\" زندگی کنیم.!
آخرین مطالب
پيوندها

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان خوش یهتی و آدرس ganjcity.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





نويسندگان



نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت:

برای ثبت نام در خبرنامه ایمیل خود را وارد نمایید




آمار وب سایت:
 

بازدید امروز : 101
بازدید دیروز : 6
بازدید هفته : 108
بازدید ماه : 108
بازدید کل : 37058
تعداد مطالب : 125
تعداد نظرات : 0
تعداد آنلاین : 1


Alternative content


خوش یهتی
خوش یهتی سکده
چهار شنبه 2 آبان 1391برچسب:, :: 14:49 ::  نويسنده : EH3@N       
فقر
میخواهم بگویم ......
فقر همه جا سر میکشد .......
فقر ، گرسنگی نیست ، عریانی هم نیست ......
فقر ، چیزی را " نداشتن " است ، ولی ، آن چیز پول نیست ..... طلا و غذا نیست .......
فقر ، همان گرد و خاکی است که بر کتابهای فروش نرفتهء یک کتابفروشی می نشیند ......
فقر ، تیغه های برنده ماشین بازیافت است ،* که روزنامه های برگشتی را خرد میکند ......
فقر ، کتیبهء سه هزار ساله ای است که روی آن یادگاری نوشته اند .....
فقر ، پوست موزی است که از پنجره یک اتومبیل به خیابان انداخته میشود .....
فقر ، همه جا سر میکشد ........
فقر ، شب را " بی غذا " سر کردن نیست ..
فقر ، روز را " بی اندیشه" سر کردن است
پروردگارا
به من بیاموز ، دوست بدارم کسانی را که دوستم ندارند
گریه کنم برای کسانی که هیچگاه غم مرا نخوردند
لبخند بزنم به کسانی که هرگز تبسمی به صورتم ننواختند
و عشق بورزم به کسانی که عاشقم نیستند
شب،قدر
خدایــــــــــا سرنوشت مرا خیر بنویس
تقدیری مبارک
تا هرچه را که تو دیر می خواهی زود نخواهم
نامه ای از بهترین پدر دنیا
چه بسا تلاش کننده ای که به زیان خود می کوشد
هرکس پرحرفی کند یاوه می گوید و آن کس که بیندیشد آگاهی یابد


سه شنبه 31 مهر 1391برچسب:, :: 23:20 ::  نويسنده : EH3@N       


 چه رنجی است لذت ها را تنها بردن،
 
وچه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن
 
وچه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن!
 
در بهشت تنها بودن سخت تر ازکویر است.
 
                                                (دکتر شریعتی)



یک شنبه 28 مهر 1391برچسب:, :: 10:42 ::  نويسنده : EH3@N       

دکتر علی شریعتی انسانها را به چهار دسته تقسیم کرده است:
1. آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم نیستند
عمده آدمها. حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم می‌شوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.

2. آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هم نیستند
مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشته‌اند. بی شخصیت‌اند و بی اعتبار. هرگز به چشم نمی‌آیند. مرده و زنده‌اشان یکی است.



ادامه مطلب ...


شنبه 23 مهر 1391برچسب:, :: 16:14 ::  نويسنده : EH3@N       

سوره عشق ...

خدايا ... نام سوره اي به نام عشق در قرآن خالي ست كه اين گونه آغاز شود، قسم به روزي كه دلت را مي شكنند وجز خدايت مرهمي نخواهي يافت... (دكترشريعتي)



شنبه 22 مهر 1391برچسب:, :: 20:15 ::  نويسنده : EH3@N       

عشق یک جوشش کور است
و پیوندی از سر نابینایی،
دوست داشتن پیوندی خودآگاه
واز روی بصیرت روشن و زلال.



ادامه مطلب ...


شنبه 22 مهر 1391برچسب:, :: 17:8 ::  نويسنده : EH3@N       

خدايـــ ـا ! مي خواهم اعتراف كنــم...

ديگـــر نمي توانم...

خسته ام....

من امانت دار خوبي نيستم!!

"مــرا" از من بگيــر....مال خودت!

من نمي توانـــم نگهش دارم....



شنبه 22 مهر 1391برچسب:, :: 10:40 ::  نويسنده : EH3@N       

روزگارا:

  تو اگر سخت به من میگیری،

  با خبر باش که پژمردن من آسان نیست،

  گرچه دلگیرتر از دیروزم،

  گر چه فردای غم انگیز مرا میخواند،

  لیک باور دارم دلخوشیها کم نیست

  زندگی باید کرد..


چهار شنبه 20 مهر 1391برچسب:, :: 18:32 ::  نويسنده : EH3@N       

و آن گاه خود را کلمه‏ای می‏یابی که معنایت منم

و مرا صدفی که مرواریدم تویی

و خود را اندامی که روحت منم

و مرا سینه‏ای که دلم تویی

و خود را معبدی که راهبش منم

و مرا قلبي که عشقش تویی

و خود را شبی که مهتابش منم

و مرا قندی که شیرینی‏اش تویی

 

و خود را طفلی که پدرش منم

و مرا شمعی که پروانه‏اش تویی

و خود را انتظاری که موعودش منم

و مرا التهابی که آغوشش تویی

و خود را هراسی که پناهش منم

و مرا تنهايي که انیسش تویی

و ناگهان

سرت را تکان می‏دهی و می‏گویی:

«نه، هیچ کدام!

هیچ کدام این‏ها نیست، چیز دیگری است.

یک حادثه‏ی دیگری و خلقت دیگری

و داستان دیگری است

و خدا آن را تازه آفریده است.»

دکتر علی شریعتی




چهار شنبه 19 مهر 1391برچسب:, :: 14:31 ::  نويسنده : EH3@N       

دکتر شریعتی:

آنها فقط از « فهمیدن » تو می‌ترسند.

از« تن » تو,هر چقدر هم که قوی باشد,ترسی ندارند!

از گاو که گنده‌تر نمی‌شوی، میدوشندت!

از خر که قوی‌تر نمی‌شوی،بارت می‌کنند!

از اسب که دونده‌تر نمی‌شوی، سوارت می‌شوند!

اما آنها فقط از « فهمیدن » تو می‌ترسند...!



چهار شنبه 19 مهر 1391برچسب:, :: 14:29 ::  نويسنده : EH3@N       

 می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند
ستایش کردم ، گفتند خرافات است
عاشق شدم ، گفتند دروغ است
گریستم ، گفتند بهانه است
خندیدم ، گفتند دیوانه است
دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم !

 



چهار شنبه 19 مهر 1391برچسب:, :: 7:57 ::  نويسنده : EH3@N       

مجموعه آثار شریعتی که تاکنون بالغ بر ۳۷ اثر رسیده است شامل آثار مختلفی چون، تاریخ، دین، جامعه شناسی، سیاست، عرفان، هنر و … است. در این میان او اهتمام ویژه ای به معرفی الگوهای خاص دینی دارد. شخصیتهایی چون ابوذر، علی(ع)، حسین(ع)، اقبال لاهوری و… کسانی هستند که در تاریخ اندیشه او به تدریج مشاهده می شوند. از منظر او معرفی الگوهای بزرگ در واقع نشان دادن توانمندیها و بستر مساعد تمدنی است که توانسته است آنان را در خود پرورش دهد.
او می گوید:
« این یک افتخار بزرگی است که هنوز علی رغم همه علل و عوامل سیاسی و استعماری و ارتجاعی و مادی که مانع رشد و پیشرفت شخصیتها و نبوغ ها در جامعه اسلامی هست، اسلام چون گذشته، قدرت سازندگی انسان و پرورش دهندگی نبوغ را در خود حفظ کرده.»
(مقدمه « ما و اقبال » / ص ۱۱)
سال شمار زندگی دکتر شریعتی :
۱۳۱۲
♦ تولد ۳ آذر ماه
۱۳۱۹
♦ ورود به دبستان «ابن یمین»
۱۳۲۵
♦ ورود به دبیرستان «فردوسی مشهد»
۱۳۲۷
♦ عضویت در کانون نشر حقایق اسلامی
۱۳۲۹
♦ ورود به دانش سرای مقدماتی مشهد
۱۳۳۱
♦ اشتغال در اداره ی فرهنگ به عنوان آموزگار
♦ شرکت در تظاهرات خیابانی علیه حکومت موقت قوام السلطنه ‌و دستگیری کوتاه
♦ اتمام دوره دانش سرا. بنیانگذاری ‌انجمن اسلامی دانش آموزان
۱۳۳۲
♦ عضویت در نهضت مقاومت ملی
۱۳۳۳
♦ گرفتن دیپلم کامل ادبی
۱۳۳۵
♦ ورود به دانشکده ادبیات مشهد و ترجمه کتاب ابوذر ‌غفاری
۱۳۳۶
♦ دستگیری به همراه ۱۶‌ نفر از اعضاء نهضت مقاومت
۱۳۳۷
♦ فارق‌التحصیلی از دانشکده ادبیات با رتبه اول
۱۳۳۸
♦ اعزام به فرانسه با بورس دولتی
۱۳۴۰
♦ همکاری با کنفدراسیون‌ دانشجویان ‌ایرانی، جبهه ملی، نشریه‌ ایران ‌آزاد
۱۳۴۲
♦ اتمام تحصیلات ‌و ‌اخذ مدرک ‌دکترا در رشته تاریخ و گذراندن کلاس‌های جامعه‌شناسی
۱۳۴۳
♦ بازگشت به ایران و دستگیری در مرز
۱۳۴۵
♦ استادیاری تاریخ در دانشگاه مشهد
۱۳۴۷
♦ آغاز سخنرانی‌ها در حسینیه ارشاد
۱۳۵۱
♦ تعطیلی حسینیه ارشاد و ممنوعیت سخنرانی
۱۳۵۲
♦ دستگیری و ۱۸ ماه زندان انفرادی
۱۳۵۴
♦ خانه نشینی و آغاز زندگی سخت در تهران و مشهد
۱۳۵۶
♦ هجرت به اروپا و شهادت.
 




ادامه مطلب ...


چهار شنبه 19 مهر 1391برچسب:, :: 7:54 ::  نويسنده : EH3@N       

زندگی خوردن و خوابیدن نیست 

انتظار و هوس و دیدن و نادیدن نیست.

زندگی چون گل سرخی است 

پر از خار و پر از برگ و پر از عطر لطیف.

یادمان باشد اگر گل چیدیم 

عطر و برگ و گل و خار همه همسایه دیوار به دیوار همند.



ادامه مطلب ...


چهار شنبه 19 مهر 1391برچسب:, :: 7:48 ::  نويسنده : EH3@N       

خدايا! ...
رحمتی کن ،
تاايمان ،
نام و نان برايم نياورد! ...
قوتم بخش ،
تا نانم را ،
و حتی نامم را ،
در خطر ايمانم افکنم! ...
تا از آنانی نباشم که ،
پول دين را می گيرند ،
و برای دنيا کار می کنند! ...
بلکه از آنانی باشم که ،
پول دنيا را می گيرند ،
و برای دين کار می کنند! ...



چهار شنبه 19 مهر 1391برچسب:, :: 7:46 ::  نويسنده : EH3@N       

1-آنگاه که تقدیر نیست و از تدبیر نیز کاری ساخته نیست خواستن اگر با تمام وجود با بسیج همه اندامها

و نیروهای روح و با قدرتی که در صمیمیت است تجلی کند اگر هم هستیمان را یک خواستن کنیم یک

خواستن مطلق شویم و اگر با هجوم و حمله های صادقانه و سرشار از امید و یقین و ایمان بخواهیم پاسخ

خویش را خواهیم گرفت.


 

۲-خداوندا
از بچگی به من آموختندهمه را دوست بدارم
حال که بزرگ شده ام
و
کسی را دوست می دارم
می گویند:
فراموشش کن



ادامه مطلب ...


چهار شنبه 19 مهر 1391برچسب:, :: 7:45 ::  نويسنده : EH3@N       

88229383373374311329 سخنان و مناجات زیبای دکتر علی شریعتی با خدا

خدایا!
به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ، بربی‌ثمری لحظه‌ای که برای زیستن گذشته است، حسرت نخورم و مردنی عطا کن که بر بیهودگی‌اش سوگوار نباشم..
خدایا چنین زیستن را تو به من بیاموز، چگونه مردن را خود خواهم دانست…
ای خداوند…

 



ادامه مطلب ...


چهار شنبه 19 مهر 1391برچسب:, :: 7:38 ::  نويسنده : EH3@N       

خدایا همواره تو را سپاس میگزارم که هرچه در راه تو و پیمان تو پیشتر میروم، بیشتر رنگ میبرم، آنها که باید مرا بنوازند میزنند، آنها که باید همگامم شوند ساده راهم میشوند، آنها که باید امیدوارم کنند و تبرئه‌ام کنند، سرزنشم میکنند نومیدم میکنند......تا چشم انتظارم تنها به روی تو باز ماند، تنها از تو یاری طلبم، در حسابی که با تو دارم شریکی نباشد
تاتکلیفم با تو رشن شود.تا تکلیفم با خودم معلوم گردد!!



سه شنبه 18 مهر 1391برچسب:, :: 10:53 ::  نويسنده : EH3@N       

هر لحظه حرفی در ما زاده می‏شود

هر لحظه دردی سر بر می‏دارد

و هر لحظه نیازی از اعماق مجهول روح پنهان و رنجور ما جوش می‏کند

این ها بر سینه می‏ریزند و راه فراری نمی‏یابند

مگر این قفس کوچک استخوانی گنجایش‏اش چه اندازه است؟ دکتر علی شریعتی



سه شنبه 18 مهر 1391برچسب:, :: 10:52 ::  نويسنده : EH3@N       

میخواهم  بگویم ......

فقر  همه جا سر میکشد .......

فقر ، گرسنگی نیست ، عریانی  هم  نیست ......

فقر ، چیزی را  " نداشتن " است ، ولی  ، آن چیز پول نیست ..... طلا و غذا نیست  .......

فقر  ،  همان گرد و خاکی است که بر کتابهای فروش نرفتهء یک کتابفروشی می نشیند ......

فقر ،  تیغه های برنده ماشین بازیافت است ،‌ که روزنامه های برگشتی را خرد میکند ......

فقر ، کتیبهء سه هزار ساله ای است که روی آن یادگاری نوشته اند .....

فقر ، پوست موزی است که از پنجره یک اتومبیل به خیابان انداخته میشود .....

فقر ،  همه جا سر میکشد ........

                    فقر ، شب را " بی غذا  " سر کردن نیست ..

                  فقر ، روز را  " بی اندیشه"   سر کردن است



سه شنبه 18 مهر 1391برچسب:, :: 10:45 ::  نويسنده : EH3@N       
دل نوشته های استاد عزیز (دکتر علی شریعتی)

آنان که نسیم گذشت از کوچه باغ دلشان عبور کند از قبیله ء بهارند . دکتر علی شریعتی


آنکه زیباتر سخن میگوید, کسیست که زیباتر هم می اندیشد و آنکه بهترین تعبیر را برای ادای مفهومی یا احساسی برگزیده است, کسیست که آن مفهوم و احساس را به بهترین گونه اش, تلقی کرده است.دکتر شریعتی


اگر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشه‌ای را بالا ببری (دکتر علی شریعتی)



ادامه مطلب ...


سه شنبه 18 مهر 1391برچسب:, :: 10:39 ::  نويسنده : EH3@N       

توصیه های دکتر شریعتی برای موفقیت در زندگی

 

بهترین های خود را به دنیا ببخش حتی اگر هیچ گاه کافی نباشد...


مردم اغلب بی انصاف, بی منطق و خود محورند,ولی آنان را ببخش .

 



ادامه مطلب ...


سه شنبه 18 مهر 1391برچسب:, :: 10:14 ::  نويسنده : EH3@N       

وقتی که دیگر نبود
من به بودنش نیازمند شدم
وقتی که دیگر رفت
من به انتظار آمدنش نشستم
وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد
من او را دوست داشتم
وقتی که او تمام کرد
من شروع کردم
وقتی که او تمام شد
من آغاز کردم
چه سخت است تنها متولد شدن
مثل تنها زندگی کردن است
مثل تنها مردن

دکتر شریعتی...

 



سه شنبه 18 مهر 1391برچسب:, :: 10:2 ::  نويسنده : EH3@N       

سخت است حرفت را نفهمند،

سخت تر این است که حرفت را اشتباهی بفهمند،

حالا میفهمم، که خدا چه زجری میکشد ...
وقتی این همه آدم حرفش را که نفهمیده اند هیچ،

اشتباهی هم فهمیده اند.

 

* دکتر علی شریعتی *



دو شنبه 17 مهر 1391برچسب:, :: 14:42 ::  نويسنده : EH3@N       

 

بهترین فرشته ها همین شیطان بود. مرد مردانه ایستاد


و گفت: نه سجده نمی کنم، ء


تو را سجده می کنم،ء


اما این آدمک های کثیفی را که از گل متعفن ساخته ای،ء


این موجود ضعیف و نکبتی را که برای شکم چرانیش


خدا و بهشت و پرستش و عظمت و بزرگواری و آخرت و حق شناسی و محبت و همه چیز و همه کس را فراموش می کند ،ء


برای یک شکم انگور یا خرما یا گندم ،گوسفندوار پوزه اش را به زمین فرو می برد


و چشمش را بر آسمان و بر تو می بندد،ء


سجده نمی کنم،ء


این چرند بدچشم شکم چران پول دوست کاسبکار پست را سجده کنم؟ء


کسی را که به خاطر تو ،ء


برای نشان دادن ایمان و اخلاصش به تو،ء


یک دسته گندم زرد و پوسیده را به قربانگاه می آورد؟ء


او را که به خاطر خوشگلی خواهرش حرف تو را زیر پا می گذارد،پدرش را لجن مال می کند؟ء


برادرش را می کشد...؟ء


نمی بینی اینها چه می کنند؟ء


زمین را و زمان را به چه کثافتی کشانده اند؟ء


مسیح و یحیی و زکریا و علی را بی رحمانه و ددمنشانه می کشند،ء


تنها به علت آنکه می توانند،ء


نه،ء

 



ادامه مطلب ...


دو شنبه 17 مهر 1391برچسب:, :: 9:37 ::  نويسنده : EH3@N       

 

http://www.loo3.com/loo3/434/love%20nice%20(2).jpg

 

زخــمی بر پهلـویـــم است...

 

روزگــار نمــک می پاشد

 

 

و مــــــــن

 

پیــچ و تاب می خـورم

 

 

و هـــــمــــــــه

 

گـمـان می کننـد که می رقصـم...

 

 

 
 

"دکتر شریعتی"

 



دو شنبه 17 مهر 1391برچسب:, :: 9:36 ::  نويسنده : EH3@N       

ای جوان :

تو میدانی و همه می دانند که زندگی از تحمیل لبخندی بر لبان من ، از آوردن برق امیدی در نگاه من ، از بر انگیختن موج شعفی در دل من عاجز است .

تو میدانی و همه می دانند که شگنجه دیدن به خاطر تو ، زندانی کشیدن به خاطر تو و رنج بردن بپای تو تنها لذت بزرگ زندگی من است ، از شادی توست که من در دل می خندم ، از امید رهایی توست که برق امید در چشمان خسته ام میدرخشد و از خوشبختی توست که هوای پاک سعادت را در ریه هایم احساس می کنم . نمی توانم خوب حرف بزنم ، نیروی شگفتی را که در زیر این کلمات ساده و جمله های ضعیف و افتاده پنهان کرده ام دریاب !

من ترا دوست دارم . همه زندگی ام و همه روزها و شبهای زندگی ام ، هر لحظه از زندگی ام بر این دوستی شهادت می دهند ، شاهد بوده اند و شاهد هستند .



آزادی تو مذهب من است ، خوشبختی تو عشق من است ، آینده تو تنها آرزوی من است
(( دکتر علی شریعتی ))



دو شنبه 17 مهر 1391برچسب:, :: 9:34 ::  نويسنده : EH3@N       

آنچه در همه پدر و مادر ها مشترک است ، این است که مذهب را طوری تعریف می کنند که انگار شیپور را از طرف دیگرش باد می کنند !

توصیه هایی که به نسل جوان می کنند اینطوری است .

درست مثل این است که طبیبی - یا به هر حال آدمی - دائم به کسی که لبش زخم شده یا صورتش جوش زده بگوید که « جوش نزن » و « زخم نشو » ؛ و بعد هم بگوید که به طور مثال «زخم شدن دهن فلان بدی را دارد ؛ جوش صورت فلان قدر بد است» !



ادامه مطلب ...


سخن از دکتر علی شریعتی که هر کدام در خودش هزاران سخن دگر نهفته است :

۱.مسئولیت زاده توانایی نیست ، زاده آگاهی است و زاده انسان بودن.

۲.دلی که از بی کسی غمگین است ، هر کسی را می تواند تحمل کند.

۳.ارزش عمیق هر کسی به اندازه حرفهایی است که برای نگفتن دارد.

۴.عشق به آزادی مرا همه عمر در خود گداخته است.

۵.اگر پیاده هم شده است سفر کن ، در ماندن می پوسی.

۶.خدا و انسان و عشق ، این است امانتی که بر دوش ما سنگینی می کند.

۷.قدرت نیازمند کسی است که در برابرش رام گردد.

۸.مرا کسی نساخت ، خدا ساخت . نه آنچنان که کسی می خواست ، که من کس نداشتم . کسم خدا بود ، کس بی کسان.

۹.هر کسی را نه بدان گونه که هست احساسش می کنند ، بدان گونه که احساسش می کنند ، هست.

۱۰.استوار ماندن و زیر هر باری نرفتن ، دین من است.



دو شنبه 17 مهر 1391برچسب:, :: 9:31 ::  نويسنده : EH3@N       

خدایا:

مگذار که :

ایمانم به اسلام و عشقم به خاندان پیامبر ، مرا با کسبه دین ، یا حَمَله تعصب ، و عَمَله ارتجاع هم آواز کند .

که آزادی ام اسیر پسندِ عوام گردد .

که «دینم» در پس «وجهه دینی» ام دفن شود ، که عوام زدگی مرا مقلّد تقلید کنندگانم سازد .

که آن چه را «حق می دانم» به خاطر آن که «بد می دانند» کتمان کنم .

خدایا می دانم که اسلامِ پیامبرِ تو با « نه » آغاز شد و تشیع دوست تو نیز با « نه » آغاز شد .

مرا ای فرستنده محمد و ای دوستدار علی ! به« اسلام آری » و به « تشیع آری » کافر گردان .

« دکتر علی شریعتی »



دو شنبه 17 مهر 1391برچسب:, :: 9:31 ::  نويسنده : EH3@N       

دوستت دارم*ها را نگه می*داری برای روز مبادا،

دلم تنگ شده*ها را، عاشقتم*ها را…

این* جمله*ها را که ارزشمندند الکی خرج کسی نمی*کنی!

باید آدمش پیدا شود!

باید همان لحظه از خودت مطمئن باشی و باید بدانی که فردا، از امروز گفتنش پشیمان نخواهی شد!

سِنت که بالا می*رود کلی دوستت دارم پیشت مانده، کلی دلم تنگ شده و عاشقتم مانده که خرج کسی نکرده*ای و روی هم تلنبار شده*اند!

فرصت نداری صندوقت را خالی کنی.! صندوقت سنگین شده و نمی*توانی با خودت بِکشی*اش…

شروع می*کنی به خرج کردنشان!

توی میهمانی اگر نگاهت کرد اگر نگاهش را دوست داشتی

توی رقص اگر پا*به*پایت آمد اگر هوایت را داشت اگر با تو ترانه را به صدای بلند خواند

توی جلسه اگر حرفی را گفت که حرف تو بود اگر استدلالی کرد که تکانت داد

در سفر اگر شوخ و شنگ بود اگر مدام به خنده*ات انداخت و اگر منظره*های قشنگ را نشانت داد

برای یکی یک دوستت دارم خرج می*کنی برا ی یکی یک دلم برایت تنگ می*شود خرج می*کنی! یک چقدر زیبایی یک با من می*مانی؟

بعد می*بینی آدم*ها فاصله می*گیرند متهمت می*کنند به هیزی… به مخ*زدن به اعتماد آدم*ها!

سواستفاده کردن به پیری و معرکه*گیری…

اما بگذار به سن تو برسند!

بگذار صندوقچه*شان لبریز شود آن**وقت حال امروز تو را می*فهمند بدون این*که تو را به یاد بیاورند



غریب است دوست داشتن.

و عجیب تر از آن است دوست داشته شدن...

وقتی می*دانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد ...

و نفس*ها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده؛

به بازیش می*گیریم هر چه او عاشق*تر، ما سرخوش*تر، هر چه او دل نازک*تر، ما بی رحم *تر.

تقصیر از ما نیست؛

تمامیِ قصه هایِ عاشقانه، اینگونه به گوشمان خوانده شده*اند


دکتر شریعتی


--



دو شنبه 17 مهر 1391برچسب:, :: 9:30 ::  نويسنده : EH3@N       



ارزش عمیق هر کسی به اندازه حرف هایی است که برای نگفتن دارد
 " دکتر شریعتـــی"

 



دو شنبه 17 مهر 1391برچسب:, :: 9:29 ::  نويسنده : EH3@N       

Into_the_blue
 
 

فرق است بين دوست داشتن  و داشتن دوست.
 
 
دوست داشتن امری لحظه ايست 

 
 

ولي داشتن دوست استمرار لحظه هاي دوست داشتن است.
 
   
 
 

(دکتر شريعتی)



دو شنبه 17 مهر 1391برچسب:, :: 9:28 ::  نويسنده : EH3@N       

 



مگر چشم از زبان صادقانه تر سخن نمی گوید؟

مگر نه اشک زیباترین شعر

و بی تابترین عشق

و گدازترین ایمان

و داغ ترین اشتیاق

و تب دار ترین احساس

و خالص ترین گفتن

و لطیف ترین دوست داشتن است

که همه در کوره یک دل به هم آمیخته و ذوب شده اند و قطره ای شده اند نامش اشک؟


دكتر شریعتی

 



دو شنبه 17 مهر 1391برچسب:, :: 9:25 ::  نويسنده : EH3@N       

 

زندگي را آنچنان سخت مگير


من نمي گيرم هيچ


آنچنان سخت مگير، كه من نمي ميرم هيچ


من نمي گيرم هيچ 


جا ي شكرش باقيست ، تن سالم دارم



گردني امن و امان از تيغ ظالم دارم 


آبرويي آنچنان و بر و رويي كم و بيش


دست بي آز و طمع دارم و


سر درون لاك دل خويش 


نه دلم در پي آزار كسي ست 


نه نگاهم شور ، بر گرمي بازار كسي ست



 وضع من عالي نيست 


جا ي شكرش باقيست ، خانه ام خالي نيست


يك سماور دارم ، كه در آن مي جوشد


جانمازي هم هست ، بر سر طاقچه اش 


سفره ناني هم هست ، كه پراست ، شكرخدا


پر از نان لواش 
 

 



دو شنبه 17 مهر 1391برچسب:, :: 9:24 ::  نويسنده : EH3@N       

مردم كشور من با نفرت بيشتري
به صحنه ي بوسيدن دو عاشق نگاه مي كنند
تا صحنه اعدام،
زندگي با چنين مردمي دردناك است. دكتر شريعتي



دو شنبه 17 مهر 1391برچسب:, :: 9:22 ::  نويسنده : EH3@N       

 

 
نامـه ای عاشـقانه از دکتـر علی شریـعتی

 

 

 

 

با تو، همه ی رنگهای این سرزمین مرا نوازش می کند
با تو، آهوان این صحرا دوستان همبازی من اند
با تو، کوه ها حامیان وفادار خاندان من اند
با تو، زمین گاهواره ای است که مرا در آغوش خود می خواباند
و ابر، حریری است که بر گاهواره ی من کشیده اند
و طناب گاهواره ام را مادرم، که در پس این کوه ها همسایه ی ماست در دست خویش دارد

 



ادامه مطلب ...


دو شنبه 17 مهر 1391برچسب:, :: 9:20 ::  نويسنده : EH3@N       

ای‌ خداوند!
به‌ علمای‌ ما مسوولیت
و به‌ عوام‌ ما علم‌ و به دینداران ما دین
و به‌ مومنان‌ ما روشنایی‌ و به‌ روشنفکران‌ ما ایمان‌
و به‌ متعصبین‌ ما فهم‌ و به‌ فهمیدگان‌ ما تعصب
و به‌ زنان‌ ما شعور و به‌ مردان‌ ما شرف‌
و به‌ پیران‌ ما آگاهی‌ و به‌ جوانان‌ ما اصالت
‌و به‌ اساتید ما عقیده‌ و به‌ دانشجویان‌ ما نیز عقیده
و به‌ خفتگان‌ ما بیداری‌ و به‌ بیداران‌ ما اراده
و به نشستگان ما قیام‌ و به‌ خاموشان‌ ما فریاد
و به‌ نویسندگان‌ ما تعهد و به‌ هنرمندان‌ ما درد و به‌ شاعران‌ ما شعور
و به‌ محققان‌ ما هدف‌ و به مبلغان ما حقیقت
و به‌ حسودان‌ ما شفا و به‌ خودبینان‌ ما انصاف‌
و به‌ فحاشان‌ ما ادب‌
و به‌ فرقه‌های‌ ما وحدت‌
و به مردم ما خود آگاهی
و به‌ همه‌ ملت‌ ما همت‌ تصمیم‌ و استعداد فداکاری‌ و شایستگی‌ نجات‌ و عزت‌ ببخشا.
خدایا: خودخواهی را چندان در من بکُش ، یا چندان برکش
تا خودخواهی دیگران را احساس نکنم و از آن در رنج نباشم.
خدایا: به مذهبی ها بفهمان که:
آدم از خاک است.
بگو که:
یک پدیده مادی نیز به همان اندازه خدا را معنی می کند که یک پدیده غیبی،
در دنیا همان اندازه خدا وجود دارد که در آخرت.
و مذهب اگر پیش از مرگ به کار نیاید ، پس از مرگ به هیچ کار نخواهد آمد.
«دکتر علی شریعتی»

 



پنج شنبه 27 بهمن 1390برچسب:, :: 15:16 ::  نويسنده : EH3@N       

EMAIL: EH03AN@YAHOO.COM

_____________________________

‏_____________________________

1.ميخواستم رندگي كنم راهم‎ ‎ را بستند،ستايش كردم گفتند خرافات است،عاشق شدم گفتند دروغ است،گريستم گفتند بهانه است،خنديدم گفتند ديوانه است،...دنيا را نگه داريد ميخواهم پياده شوم(دكترعلي شريعتي)

 

2.دنيا را بد ساخته اند

كسي را كه دوست داري تو را دوست نمي دارد

كسي كه تو را دوست دارد تو دوستش نمي داري

اما كسي كه تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد

به رسم و آيين هرگز به هم نمي رسيد

واين رنج است،زندگي يعني اين...(دكترعلي شريعتي)

 



ادامه مطلب ...


پنج شنبه 20 بهمن 1390برچسب:, :: 15:52 ::  نويسنده : EH3@N       

گر می بینیم کسی که قلبش پر از محبت علی است و از محبت علی اشک می ریزد و سرنوشت جامعه آن سرنوشت خوبی نیست و دردناک است.این نشان دهنده آنست که علی را نمی شناسد.
این علی شناسی نیست،علی پرستی است.
علی را نشناختن و محبت علی داشتن مساوی است با محبت همه ملتها بر پیامبر و معبودشان ،نه چیزی بیشتر... دکتر علی شریعتی



صفحه قبل 1 2 3 4 5 صفحه بعد